بخش عمدهای از تولد و رشد فناوریهای مالی (فینتک) در یک دهه گذشته اتفاق افتاده است. با این وجود، چه آیندهای را میتوان برای این فناوری در حال رشد متصور شد؟ پاسخ این است که در حاضر ما شاهد یکسری علائم اولیه هستیم. در ده سال آینده، فینتک با رفتن به پسزمینه و متمرکز شدن در مکانی که پول ما در آنجا مدیریت میشود، همهگیر خواهد شد. در سال 2012، به جرات میتوان گفت که خیلیها هیچ اطلاعی از واژه فین تک نداشتند. با جستوجو در گوگل هم اطلاعات چندانی به دست نمیآمد و علاوه بر این تنها شرکتهای مشهور در این حوزه پیپال و مینت بودند. در حالی که بهنظر میرسد اصطلاح فینتک به دنیای اقتصاد و امور مالی مربوط میشود، اما همانگونه که مشاهده خواهید کرد این شرکتهای بزرگ نظیر اپل، آمازون، گوگل و حتا مایکروسافت هستند که بازیگر اصلی دنیای اقتصاد آینده خواهند بود.
فینتک یا فناوری مالی به کاربرد نوآورانه فناوری در ارائه خدمات مالی اشاره دارد. فینتک از ترکیب دو واژه Financial و Technology پدید آمده و به شرکتهایی اشاره دارد که با استفاده از فناوری تلاش میکنند خدمات مالی را کارآمدتر کنند. شرکتهای فعال در زمینه فناوریهای مالی بیشتر کسبوکارهای نوپایی هستند که تلاش میکنند در سیستمهای مالی خوش بدرخشند و شرکتهای سنتی را به چالش بکشند. از زمان پدید آمدن این فناوری تا به امروز، فینتک به واژهای نام آشنا تبدیل شده، بهطوری که شاهد افزایش سریع حجم سرمایهگذاری در این حوزه بودهایم.
سرمایهگذاری در این حوزه از دو میلیارد دلار در سال 2010 به رقم بیش از پنجاه میلیارد دلار در سال 2018 رسیده است. در این مدت پیشبینیهای مختلفی درباره آینده این فناوری مطرح شده است. برخی بر این باور هستند که بانکها از رده خارج میشوند، برخی فینتک را بازیگر همیشگی دنیای اقتصاد توصیف میکنند و عدهای بر این باور هستند که غولهای بزرگ دنیای فناوری به خدمات مالی مخصوص مصرفکننده وارد خواهند شد، بهطوری که در نهایت خدمات مالی به واسطه ارائهدهندگان خدمات مالی خرد که برای اینکار از فناوری استفاده میکنند باعث تجزیه خدمات مالی میشوند. کارشناسان حوزه اقتصاد بر این باور هستند که شرکتهای نوپا به مرور زمان خدمات بانکی موردنیاز خود را فراهم خواهند کرد و به این صورت برای انجام فعالیتهای اقتصادی نیازی به بانکها نخواهند داشت. البته دیدگاههای منفی نیز در ارتباط با فینتک وجود دارد، بهطوری که برخی بر این باور هستند که تب فینتک در آینده نزدیک فروکش خواهد کرد. در دو دهه گذشته شاهد بودیم که فینتکها ساختار عمودی خود را حفظ کردهاند. آنها شعب آفلاین خدمات مالی را به نمونههای آنلاین تبدیل کردند و بازدهی برخی صنایع را بیشتر کردهاند. نشانههای اولیه این تغییرات در صنایع و حوزههایی دیده میشود که پیش از این نادیده گرفته شده بودند، بر همین اساس میتوان پیشبینی کرد که فینتکها در یک دهه آینده تغییرات زیر را تجربه میکنند:
پرتابل شدن و قابلیت تعامل: مشتریان میتوانند شبیه به قابلیتی که امروزه بهنام ترابردپذیری در ارتباط با اپراتورها آنرا میشناسیم از خدمات مالی سرویسدهندگان مختلف (فینتکها) استفاده کنند. کاربران الکسا، آمازون، اپل و گوگل از سرویسهای پرداختی این شرکتها به صورت تعاملی استفاده میکنند.
همهگیری و قابلیت دسترسی بیشتر: محصولات مالی پایه به کالا تبدیل میشوند و افرادی که به خدمات بانکی دسترسی ندارند از این ویژگی بهرهمند میشوند.
رفتن به پشت صحنه خدمات مالی: انعطافپذیری زیاد به فینتکها اجازه خواهد داد به شکل گستردهای به دنیای خدمات مالی نفوذ کنند و محدودیتهای رایج در ارتباط با استفاده از سرویسهای مالی متعلق به یک ارائهدهنده خدمات مالی را برطرف کنند.
گروه دیگری از کارشناسان حوزه اقتصاد بر این باور هستند که خدمات مالی پایه به پروتکلهای ساده متن باز تبدیل میشوند و موانعی که بر سر راه شرکتهای عرضه کننده خدمات مالی به مشتریان هستند را از بین میبرند. هرگونه سرمایهگذاری، مدیریت سرمایه، تجارت، بانکداری تجاری یا سیستم وام را در نظر بگیرید. این سیستمها برای ورود به بازار، باید عملکرد اصلی خود را به دقت آزمایش و بررسی کنند تا از خطرات احتمالی قانونی و نظارتی جلوگیری کنند. در گام بعد باید نقاط حساس را شناسایی کنند و زیرساخت انطباقی بسازند و با فروشندگان شخص ثالث قرارداد ببندند تا بتوانند عملکرد و قابلیتهای بیشتری را ارائه دهند و کاری کنند تا تمام این سیستمها به صورت یکپارچه کار کنند. نتیجه نهایی این است که هر کدام از ارائهدهندگان خدمات مالی، سیستمهای مشابهی میسازند که بارها و بارها توسط شرکتها تکرار شده و به شکل مجزا از یکدیگر نگهداری میشوند. حتا در موارد بدتر، سیستمهای مالی بر مبنای راهحلهای اصلی و قدیمی بانکداری که مبتنی بر زبانهای قدیمی و منسوخ شده hello و (COBO هستند، توسعه مییابند. این سرویسها با یکدیگر تعامل ندارند و هر بانک و فینتک مجبور است در توسعه پروتکلهای مالی خود متخصص شود. در حال حاضر سه جریان اصلی بر دنیای فینتک حکمفرمایی میکنند که به احتمال زیاد مسیر حرکت پروتکلهای بانکداری مدرن را دستخوش تغییرات اساسی خواهد کرد. این سه روند به شرح زیر هستند:

شکل1 - حجم جستجوی گوگل در مورد”fintech”- سال 2000 تا هم اکنون
به عقیده برخی کارشناسان این احتمال وجود دارد که فینتک بخشی از عملکرد پایه محصولات غیرمالی شود. مفهوم فینتک نهفته (embedded fintech) اینگونه است که خدمات مالی به جای آنکه به صورت یک محصول مستقل ارائه شوند به بخشی از رابط کاربری بومی محصولات دیگر تبدیل و جاسازی میشوند. این پیشبینی طی چند ماه گذشته طرفدارانی پیدا کرده و دلیلش را هم میتوان به راحتی حدس زد. مشارکتهای بانکی و ارائهدهندگان نرمافزار زیرساختی به نوعی الهام بخش شرکتهایی هستند که با وجود آنکه وظیفه اصلی آنها ارائه خدمات مالی به مصرفکنندگان نیست، اما تمایل دارند وارد عرصه فینتک شوند. شرکت اپل برای اولین بار اپل کارت را عرضه کرد و آمازون نیز محصولات Amazon Pay و Amazon Cash خود را ارائه کرد. فیسبوک از پروژه Libra خود رونمایی کرد و اندکی بعد Facebook Pay راهاندازی شد. از آنجایی که شرکتهایی همچون شاپیفای و تارگت به دنبال آن هستند که پشتههای مالی خرید و پرداخت اختصاصی خود را داشته باشند، باید بگوییم که فینتک تمام دنیا را خواهند گرفت. اگر این سیگنالها نشانههایی از آینده باشند، خدمات مالی در یک دهه آینده به قابلیت درون پلتفرمی تبدیل میشود که امروزه مصرفکنندگان ارتباط مستقیم با آن دارند. در این حالت مصرفکنندگان برای دسترسی به یک محصول باید با ارائهدهنده جدید ارتباط برقرار کنند. به اعتقاد تحلیلگران، خدمات مالی در آینده به لایهای جدید از سامانهها تبدیل میشوند که باید روی لایههای اینترنت، خدمات ابری و موبایل ساخته شوند. ما در حال حاضر ابزارهای قدرتمندی داریم که دائماً از طریق این پشته به هم وصل میشوند و بلافاصله در دسترس ما قرار میگیرند. خدمات نهفته همچون پرداختهای آنلاین، تراکنشها و خدمات اعتباری به کاربران امکان میدهند بدون نیاز به خدمات مالی مختلف، ارزش افزوده بیشتری از آنها دریافت کنند. شرکتهای فناوری و برندهای بزرگ مصرفکننده به دروازهبانهای محصولات مالی ما تبدیل خواهند شد و محصولات مالی خود را به پشتصحنه تجربه کاربری انتقال میدهند. بسیاری از این شرکتها به واسطه ارائه محصولات جذاب و پرطرفدار در حوزههای دیگر دادههای ارزشمندی دارند که این دادهها میتوانند یک مزیت انحصاری در کاهش هزینهها به همراه آورند.
چهارمین پیشبینی مهم این است که مصرفکنندگان از یک هاب مرکزی به خدمات مالی دسترسی خواهند داشت. در راستای مهاجرت از برند مصرفکننده به سیستمی که امکان جا به جایی پول و اطلاعات را فراهم میکند، اکثر خدمات مالی در هابهایی متمرکز میشوند تا همگی در یک مکان واحد قابل مشاهده باشند. برای مصرفکننده این هاب میتواند یک گوشی هوشمند باشد. در مورد کسبوکارهای کوچک، این هاب Quickbooks، جیمیل یا صندوقهای نقدی است. از آنجایی که شرکتهایی مانند فیسبوک، اپل و آمازون خدمات خود را در پلتفرمهای مختلف (تصور کنید الکسا، آمازون پرایم و کارت اعتباری آمازون با هم ترکیب شوند) تقسیم میکنند، کاربرانی بیشترین مزیت را کسب میکنند که پایبند به اکوسیستم باشند. در این حالت کاربران میتوانند خدمات مالی خود را از طریق هر زیرساخت به راحتی مدیریت کنند. جالب آنکه الکسا میتواند کاربران اندروید را جذب کند. اکثر افراد دانش کار با فناوریهای مالی را ندارند و ترجیح میدهند با حداقل سرویسهای ممکن تعامل داشته باشند. البته اجبار به تعامل با چند فینتک بهطور مجزا در نهایت باعث کاهش ارزش آنها میشود نه افزایش. محصولات خوب، حول برنامههای متمرکز بر کاربر ساخته میشوند و به اعتقاد کارشناسان خدماتدهندگان باید وضعیت مالی و نیازهای کاربر را بهتر از خودش بشناسند. کاربران در آینده خدمات مالی را به عنوان قابلیتی درون سرویسها و اکوسیستمهایی دریافت میکنند که روزانه از آن استفاده میکنند. بنابراین، شرکتهای فناوری برنده اصلی این رقابت هستند، زیرا کاربران تمایل دارند به جای استفاده از سرویسهای بانکی از خدماتی که شرکتهای فناوری ارائه میکنند استفاده کنند. امروزه هابهای خدمات مالی گوشیهای هوشمند و لپتاپها هستند و در آینده دور از انتظار نیست که ایمیل، خودرو هوشمند، تلفن یا موتورهای جستوجو به هاب خدمات مالی تبدیل شوند.
منبع اصلی:
httpss://techcrunch.com/2019/12/22/fintechs-next-decade-will-look-radically-different/